جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند

۱۳٩٠/٩/۱٥

1- بهروز وثوقی میگه

خوش به حالتون که میرین روضه
جاتون وسطه بهشته
ما که دنیامون شده آخرت یزید...مارو کی ببره روضه ؟
اصن منو چه به روضه...گریه کن ندارم وگرنه خودم مصیبتم...دلم کربلاس

 

2- آزاده میگه

بیایید زنجیر نزنیم اما زنجیر از پای آزاد مردان و آزاد زنان باز کنیم ...
سینه نزنیم اما سینه دردمندی را از غم و آه پاک کنیم ...
اشکی نریزیم اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم ...
آنوقت با افتخار بگوییم  با آزادگان جهان همراهیم .

 

3- گودر میگه

 اگر دین ندارید اعدامتون می‌کنن، مخصوصاً اگه آزاده باشید.

 

4- ملک الشعرا میگه

در محرّم، مردمان خود را دگرگون می کنند
از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند
...
بر یزید زنده می گویند هر دم، صد مجیز
پس شماتت بر یزید مرده ی دون می کنند
خود اسیرانند در بند جفای ظالمان
بر اسیران عرب این نوحه ها چون می کنند

 

5- من میگم
در انتظارم شعورمون هم قدر شورمون بشه.

 


دستنوشته : حسن مهدوی نظرات ()

کلمات کلیدی :




صندوقچه اسرار

۱۳٩٠/٩/۱٠

0. بعد از آپدیت - می خواستم یه پست جدید بذارم یه صحبت های دوستانه ای با بردار حمیداستیلی بکنم. دیدم خیلی زشت تر از زشته آدم سایت خودش پرسپولیس باشه اونجا چیزی نگه بیاد جای دیگه بگه حتی اگه وبلاگ شخصی باشه. آدم اگه قراره ساکت باشه دیگه جاش فرق نداری همه جا خفه خون میگیره. در نتیجه این حوالی جز بحث فوتبال خارجی بحث دیگه ای مطرح نمیشه.

 

1. جالبه . اینکه همیشه و همه جا دنبال کشوندن و مراقبت کردن صندوقچه سنگین اسرارمونیم. همیشه مراقبیم کسی سر از کارمون در نیاره و خیلی کارای دیگه... خیلی جاها ، تو عروسیا ، تو مهمونیا ، تو جمعای خودمونی ، اجازه نمیدیم ازمون عکس بگیرن یا پخشش کنن. یا اینکه اگه کسی تو کارمون سرک بکشه و بخواهد تو احوالمون فضولی کنه باهاش بدجوری سرسنگین میشیم. اما وقتی خودمون تو دنیای مجازی میایم تمام احوالاتمون رو تایپ میکنیم و واسه مخاطبی به وسعت خود جهان به اشتراک میذاریم! یا تو شبکه های اجتماعی که میریم تا میتونیم از انواع و اقسام زوایای خودمون آلبوم عکس درست میکنیم و در طبق اخلاص میذاریم ! نه؟

 

2. یه روش مفید برای نوشتن پیدا کردم. اینکه هرجا هرچیزی به ذهنم رسید با هر وسیله ای داشتم با قلم ، کاغذ ، لپتاپ ، یادداشتش میکنم و آپمو می بندم و میفرستم برای چاپ. اینجوری فاصله پست هام هم منظم شده. علت ماه های متمادی که نمی تونستم بنویسم و هم پیدا کردم. وقتی پشت کامپیوتر میشینم دغدغه های تموم نشدنی از چارچوب مونیتور به سمتم هجوم میاره که اصلا فکر هر نوشتنی رو از سرم بیرون میکنه . اما وقتی با یه پست حاضر و آماده میام پشت سیستم همه اونارو کنار میزنم و مشغول تایپ و وبلاگ نویسی خودم میشم.  دو تا تب اون ورتر توی مرورگر مهم ترین خبرهای روز ایران و جهان بازه و منتظر دیده شدن اما من انگار نه انگار توی میز کار وبلاگ مشغول نوشتن خودم میشم. الانم این موسی رحمت اله علیه کاری کرده که 10 تا پست بیات شده رو دستم باد کنه تا نوبت ارسالشون بشه. مشخصه اولین نفری نیستم که این روش به فکرش رسیده اما روش جواب پس داده ایه شمام امتحانش کنید آمار خروجیتون زیاد میشه. شخصا گارانتیش میکنم.

 

3. قبل از اومدن ورژن جدید مرجع ورژن جدید وبلاگ روی کار اومد تا توی چشم و هم چشمی چیزی کم نیاره. عنوانش رو هم در راستای جوی که حال و هوای همین پست داشت عوض کردم. ارتقای این وبلاگ نیم ساعت بیشتر طول نکشید اما ورود مرجع جدید رو هیچ رقمه از دست ندید که دیدن دوباره همچین رویدادهایی از نزدیک به کش اومدن چند سال بیشتر عمر احتیاج داره. هر کس تونست اسم جدیدش رو حدس بزنه جایزه داره. نقده نقد !  (.............) پرسپولیس می آید!


دستنوشته : حسن مهدوی نظرات ()

کلمات کلیدی :




بلند شو رفیق

۱۳٩٠/۸/٢۱

طاقت بیار ، بلند شو مرد

 

* این وبلاگ تا برگشت موسی آپدیت نخواهد شد


دستنوشته : حسن مهدوی نظرات ()

کلمات کلیدی :




آدم و آدمیان

۱۳٩٠/۸/٩

http://up.perspolisnews.com/images/im5uzjbfkr9ioonjqdtd.jpg

 

1- صف ورود دستشویی! صف خروج از آسانسور . صف ورود و خروج ادارات . در ورود و خروج منزل........ آقا بفرمایید . آقا استدعا میکنم . خواهش میکنم. این تن بمیره شما بفرمایید . اصلا امکان نداره من اول برم. بچم بره زیر تریلی بابامو کفن کنن شما بفرمایین.  آقا بیا برو دیگه اهــــــــــــه.

2- صف پمپ بنزین. *صف شیرخشک!  صف مترو . صف بانک. صف نونوایی .  پشت چراغ قرمز.......... عمرا بذارم رد بشی . باید بری پشت ماشین لباس شویی بشینی سبقت میگیری؟! مگر از رو جنازه من رد بشی بذارم بری . آقا 4 ساعته اینجا وایسادیم سرتو عین گاو میندازی پایین میری اول صف ها! بیا برو تا اون روی منو بالا نیاوردی اهـــــــــــه...

3- چرا جایی که رفتارمون برای کسی مفت نمی ارزه انقدر ازش خرج میکنیم جایی که میتونیم با خرج یه نوگ انگشت تحمل ، کلی شخصیت و ارزش برای خودمون و دیگران بخریم دریغ میکنیم؟

 

شاید رئیس اداره که داریم باهاش از آسانسور میایم بیرون رو خوب میشناسیم اما کسی که اون طرفه چراغ قرمزه نه می بینیمش نه میشناسیمش نه خوبی کردن بهش منفعتی برامون خواهد داشت!

 

4- من این جوریم دیگه . یه وقت میبینی سال به سال هیچی به کلم  نمیاد ، یوقت همین جوری راه به را حرف بیخودی تراوش میکنم.

 

* صف شیرخشک صفی است که در فاصله سال های 60 تا 69 مشاهده شده و هم اکنون ریشه کن شده است.


دستنوشته : حسن مهدوی نظرات ()

کلمات کلیدی :




خدایا خیلی خستم

۱۳٩٠/٧/٢۸

خدایا؛
خیلی خستم.
میشه فردا صب بیدارم نکنی دیگه؟

 

 


دستنوشته : حسن مهدوی نظرات ()

کلمات کلیدی :




این همه حیرانی از چیست

۱۳٩٠/٧/۱٥

1- این روزا پای هر صحبتی میشینی حرف یه عدد 3 ناقابل با 12 تا صفر هست اما بهانه ای که باعث شد میون حرف منم بیاد غیر از تحلیلای کش دار سیاسی اقتصادی سه هزار میلیاردی بود.

کوچیک و بزرگی دزدی معنی داره. کسی که دزدیه گنده میکنه بارشو میبنده و پلی پشت سرش باقی نمیذاره . نقطه مقابلش هم هست. کرباسچی شهردار اسبق تهران وقتی دزدید فقط! 50 میلیارد اختلاس کرد. تهرانو هم داشت خوب میساخت و قصد کندن و رفتن نداشت. همون طور که هنوزم هست. کسی چمیدونه شایدم بیشتر دستش نرسید که ببره.

ولی چرا چند وقتیه دزدیای کوچیک و موندن جاشو به دزدیای بزرگو و کندن از زادگاه  داده؟

2- این روزا چارگوشه دنیا مردم اعتراض دارن. کمتر جماعت راضی پیدا میشه. به جز جماعت خاموش چین و کوبا و ایران و ونزوئلا ! تقریبا تمام دنیا حتی تهه ته قلب دموکراسی هم به خروش اومده .

3- واقعا چه خبره؟ مگه این ملت چی داشتن که حالا برای از دست دادنش فریاد میزنن؟ یعنی تا این حد زندگی زمینی روح آزار شده؟ شاید اثراث عصر ارتباط و نزدیکی ملتا باشه. گذشتگان مردمان کم توقع تری بودن. شاید ارتباطات الانی باعث شده  داشته هایی رو توی همسایگی خودشون ببینن که مدام چیزهایی رو به نداشته هاشون اضافه می کنه. شایدم جدی جدی سال دیگه خبریه و حادثه 2012  در راهه؟!

 

4- این روزا ذهنم بهمین شلختگیه که این نوشته بود!

 5- دوستون دارم واقعا . نباشین اصن وبلاگ میخام چیکار؟


دستنوشته : حسن مهدوی نظرات ()

کلمات کلیدی :